محمد تقي جعفري

159

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

گفته شده است ، از صد و پنجاه تجاوز مىكند ] همچنين نمىتوانيم در بارهء تمدن يك تعريف كامل و مورد اتفاق نظر بدست بياوريم . اين گمان بىاساسى است كه از ناتوانى از تفكيك دو پديدهء فرهنگ و تمدن ناشى شده است . توضيح اين تفكيك چنين است : 1 - فرهنگها بيان كنندهء معلومات و خواسته‌ها و آرمانهاى اختصاصى يك جامعه است ، در صورتى كه تمدنها بيان كنندهء فعاليت عوامل اصيل حيات فردى و اجتماعى است . و به همين جهت است كه تعميم يافتن تمدنها مساوى در جوامع مختلف ، قانونى و طبيعى است ولى انتقال فرهنگها از جامعه اى به جامعهء ديگر قانونى طبيعى نبوده ، احتياج به قدرت جامعهء منتقل كننده دارد و يا ناتوانى و بيرنگى فرهنگ يك جامعه موجب مىشود كه سيطرهء فرهنگ بيگانه را بپذيرد . 2 - ممكن است فرهنگها به جهت از بين رفتن عوامل بوجود آورنده و ادامه دهندهء آنها ، از پويائى بيفتند و با اين حال نمودهاى خشكيدهء آنها به عنوان فرهنگ در درون انسانهاى جامعهء خود ، فعاليت و تحريك را از دست ندهند در صورتى كه تمدنها به جهت وابستگى كه با عوامل اصيل حيات دارند ، هرگز با ايستائى و ركود سازگار نمىباشند . لذا صحيح است كه گفته شود : ايستائى و ركود يك تمدن مساوى سقوط آن است . 3 - مىتوان گفت : بشمارهء اقوام و مللى كه از آغاز تاريخ تا كنون در اين كرهء خاكى زندگى كرده‌اند ، فرهنگهايى بوجود آمده و مقدارى از آنها رفته و مقدارى ديگر باثبات و تحولات گوناگون ، به وجود خود ادامه داده‌اند ، ولى تمدنهايى كه در امتداد تاريخ بروز نموده‌اند ، بسيار محدود بوده و بيشترين رقمى كه در شمارهء تمدنها بدست داده‌اند ، بيست و يك تمدن است كه توين بى گفته است . شمارهء تمدن در نظر برخى از محققان ده و در نظر بعضى ديگر